داستان تقوا

?شاگردی از عابدی پرسید: تقوا را برایم توصیف کن؟ 

عابد گفت: 

?اگر در زمینی که پر از خار و خاشاک بود مجبور به گذر شدی چه می کنی؟ 


?شاگرد گفت: 

پیوسته مواظب هستم و با احتیاط راه می روم تا خود را حفظ کنم. 


عابد گفت: 

در دنیا نیز چنین کن تقوا همین است


?از گناهان کوچک و بزرگ پرهیز کن و هیچ گناهی را کوچک مشمار

 زیرا کوهها با آن عظمت و بزرگی از سنگهای کوچک درست شده اند.

مدیر کافه داستان

مدیر جوان عاشق خسته متن و غرق در نوشتن و خواندن زندگی شبانه روزی من در مطالعه و گرد آوری و تولید داستان های زیبا برای شما عزیزان هست خواشمندم ما رو حمایت کنید.


ads

کامنت ها بسته است